تبلیغات
♥ مایکـــــــی عشقـــــــمه ♥ - قسمت 14 داستان عشق شکلاتی
مایکی خوشتیپ ترین و خوشملترین پسره لاک پشتیه دونیاس :*

قسمت 14 داستان عشق شکلاتی

دوشنبه 26 خرداد 1393 11:30 ب.ظ

کی این مطلبو گذاشته ؟ : Kou Mukami
خب مایکی تو چی ارسالش کرد ؟: داستان عشق شکلاتی ،

سیلوم ب بچیایه گـــــله خودمون

ببشیــــــد ک دیر شـد

خو اینم گذاشم آخراشه

دیــه تمومه

نظرا بالایـه 1100 تا
تالیــــا و استـــلا و پــــدی رد شماره رو گرفــتن و را افتــادن

استلا = خاک تو سرشون حتـا راهو اشتب رفتن

تالیا = همشون ن فقد اون 2 تا وروجک

پـدی = حالا خوبه امـی خودش بهمون زنگ زدا

استلا = بلــــه بلـه درس میگی

تالیـا = ب هر حال بایـد گندی ک زده بود رو درست میکرد

استلا = خو حالا قهـر نکن دیــه

تالیـا = کی قهر کرد ؟

پدی = تو دیـه

تالیـا = خو بیـخی

استلا = آرع بیخی ب راهمون ادامه بدیـم

پیشه دخترا و لاک پشتا

دانـی = بچه ها خعلی عضیتش کردیـــم بسشه

مایکی = آرع بسشــه چون عاشقه استادمونــه

بقیــــه =

برندون = خفه شیــن قورباغه ی بی ریخت

امی = عمتــــه

مایکـی = مرســــی عسلم

امی = خاهش عجقم

- برنـــدون ؟

ی دختره برندون رو صدا کرد بهد از توی تاریکی اومد اونجـا

برندون = بلــه می ؟

می = ب جایـه سرو کله زدن با اون احمقـا بیا دنبالم رئیس کارت داره

راف = هــی احمق عمته

می و برندون بهش اهمیت ندادن رفتن پیشه مالیگنوس

مالیگنوس خیلی عصبی بود و روی صندلیش نشسته بود ساکورام کنارش بود

برندون = رئیـس چی شده چرا عصبیین ؟

مالیگنوس = تو خودت خوب دلیلشو میدونی

برندون = ن رئیس واقعن نمیدونم

مالیگنوس = چرا میدونی

برندون = نـچ نمیدونم

مالیگنوس = گوشیت کجاس ؟

برندون = تو جیبمه چطو مگه ؟

مالیگنوس = واقن ؟ برش دار بده ب من

برندون = چشم میدم ولی میشه بگین چرا ؟

مالیگنوس = گفتم بـده

برندون دست کرد تو جیبش

- نیـ...نیـست

مالیگنوس = خب کجاست ؟

برندون = احتمالن تو اون اتاق ک لاک پشتا و اون دخترا رو گذاشتین انداختمش

مالیگنوس = و اگه اونجا بندازی چی میشــه ؟

برندون = هیـ ... هیچی

مالیگنوس = هیچی و کوفت نکبت اون دختره کی بود ... آها .. امی گوشیتو برداشته زنگ زده

ب استادش الانم اون 3 تا دارن میان اینجا

برندون = ولی رئیس مطمئنم اون اصلن از جاشم تکون نخورده

مالیگنوس = اونا حواستو پرت کردن بعد امی تمرکز کرد و گوشیتو از جیبت اورد بیرون و زنگ زد

ولی تو احمق متوجه نشـدی

برندون = چـــــــی ن ن اون احمقا نمیتونن

مالیگنوس = حالا دیدی ک تونستن

برندون = خاهش میکنم رئیس منو ببخشید قول میدم درستش کنم

مالیگنوس = باشه ایدفه بخشیدمت ولی باید اشتباهتو جبـران کنی اونا نباید پیروز بشن میفهمی ؟

بایـد بری و گوشیتو برداری و اونا با اون ردیابشون میان پیشه خودمون

برندون = بله رئیس سره قولم هستم

پیشه تالیا و استلا و پـدی

رد یاب اشاره داد ک خیلی نزدیک شدن

جلوی ی دره بزرگه قهوه ای رسیدن

استلا = اینجاس رسیدیم

تالیا = اینجوری نکن بریم تو

پدی = خب 1 ... 2 .... 3 .. الان ... الان بازش میکنم

تالیـا = خفه شو اگه این طوری پیش بری اصن نمیتونیم بریـم تو

بهد رف جلو و درو بــاز کرد

مالیگنوس = خوش اومدیـــن

تالیـا ، استلا ، پدی =نــــــــــــــــــــــه


.......



دوستای لاکی : نظرا بالایه 1100 تا
آخرین انگولک: سه شنبه 27 خرداد 1393 12:10 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30