تبلیغات
♥ مایکـــــــی عشقـــــــمه ♥ - داستان قسمت 32
مایکی خوشتیپ ترین و خوشملترین پسره لاک پشتیه دونیاس :*

داستان قسمت 32

یکشنبه 28 مهر 1392 11:28 ب.ظ

کی این مطلبو گذاشته ؟ : Kou Mukami
خب مایکی تو چی ارسالش کرد ؟: داستان لاک پشتهای نینجـــا ،




لئو : مایکی تو امیو ببر بیرون ما میجنگیم زیر دریایی همین بیرون پارکه

مایکی همینطور که میدوید آروم ب امی گفت

- نگران نباش عزیزم از اینجا میبرمت بیرون ما نجات پیدا میکنیم

بعد از رو سره رباتا پرید و رف

تا خواستن درو ببندن که مایک نتونه رد شه

یه ذره مونده بود در بسته شه مایک از زیره در رف بیرون

صوفی : مراقب باش مایک

سوکی : آجیمو نندازی دس پا چلفتی

دان : خب شرو کنین

وقتی اونا داشتن میجنگیدن

مایکی امیو برد تو زیر دریایی

بعد نشست رو صندلی و امیو خوابوند رو پاش

چن دقه همین طور گذشت یهو امی بیدار شد

مایکی : امی خوبی ؟

امی : من خوبم بچه ها کجان ؟

مایکی : دارن میجنگن

امی : مایکی باید بریم کمکشون

مایکی : نه نمیشه تو الان زخمی شدی بری اونجا کارشونو سخت تر میکونی

امی : هاها بهتر اصن من واس همیشه دس و پا چلفتی میونم تا هیچ کاری نکنم

بعد بلن شد نشست و سرشو گذاش رو شونه مایکی




دوستای لاکی : بالای 100
آخرین انگولک: سه شنبه 13 خرداد 1393 08:08 ب.ظ